خرید بک لینک


آخر

دردت به جانم،

چگونه تاب بیاورم غم سنگین تورا...چگونه پریشان نباشم از بی قراری های تو

چشمان من را دوست داری اما خبر نداری این چشم ها رنگ از لبخند تو می گیرند

و امروز چه بی روح شده چشمانم...محتاج نیمچه خنده ی هرچندکوتاه توست

تا جانی دوباره بگیرد چشمانم ،قلبم ،روحم...


می دانم سخت است...

دلتنگ که باشی همه ی گل های دنیاهم جمع شوند بوی اوچیز دیگریست.می دانم

آخر می دانی؟ من خودم گاهی دلتنگ تر از تو ، دلتنگ تر از قلب پریشانت می شوم


اینگونه غمگین قدم نزن...آرام جانم اینگونه بی تابی نکن

آتش میگیرد دنیایم وقتی تو را این طور بی رمق می بینم.. . . .


"خوب می دانی که ، من دوستت دارم"



برچسب: نویسنده: رضا .ش تاريخ: دوشنبه 11 آذر 1392 ساعت: 13:17

صفحه بندی