خرید بک لینک


می بینی؟ من خواب هایم هم دَرَش شعر دارد.کابوس هایم حتی!

اینگونه که باشد،دیگر اینهایی که میبینم اسمش کابوس نیست...

دیگر صدای خش خش و جیغ های مسخره ی شبانه آزاردهنده نیست

یک روز هایی هست که فقط دوست داری شب بشوند بخزی زیرلحاف گرم دردهایت

که همین دردهای پنهانی خیلی بامعرفت تراز خیلی بامعرفت ها هوای آدم را دارند

حداقلش زخمی که مانده و هنوز خون سرخ اناریم اَزَش جاری است نوید می دهد که...

تو هنوز زنده ای!

می شود یک ذره شیطنت خرج کرد و استخوان لای زخم های کهنه ی عمیق برد

شاید لااقل این بغض خفه با ریتم باران ببارد بریزد و

در غبار آتشی که خودم افروختم دود شود... . . .

اینجا،زیر این سقف کوتاه تنها تیک تیک ساعت مانده و من...اینجا هوا گرچه سرد است

اما

عشق است کهنه دخمه ی خودم ...!



برچسب: نویسنده: رضا .ش تاريخ: دوشنبه 11 آذر 1392 ساعت: 13:17

صفحه بندی