خیلی حرف ها هست
اما
آنجا که کــس است
یک حرف بس است!!!
× چمن ها را کوتاه کردم.حصاردور خانه را رنگی دوباره زدم و میخ هارا محکم تر کوبیدم.
اینجا،خانه ی کوچک دل من...دیگرمهمان نمی پذیرد.
دچار حبس خانگی باشم ،
بهتر ازاین است که دزد شبانه ی دوست داشتنی همه زندگی و احساسم را برچیند و برود.
دچار جهنم تنهایی باشم،
بهتر ازاین است که قلاب بگیرم برای پیچکی که فقط یک پیاله کم داشت!
این خانه خاطره تلخ و شیرین زیاد به خود دیده.
بارهابرسرم خراب شده و دوباره ساختمش.
اما
عشق است کهنه دخمه ی خودم.. . . .
برچسب:
نویسنده: رضا .ش